هر روز نسیم میدود بر سویش
دیوانه کند کبوتران را بویش
در گوشه باغ؛بید تنهایی بود
من نام تو را نوشته بودم رویش
یک دشت؛طلا و کاکل گندم زرد
یک گام بلند و از همه دنیا طرد
دهقان که دگر حوصله شهر نداشت
در دهکده با مزرعه روبوسی کرد
یك غصه و یك مرد و دو گامی سنگین
یك پاكت سیگار و دو كامی سنگین
من آخر از این فكر و خیا....ای ساقی
برخیز و بریز ؛ یك دو جامی سنگین
آنجا كه مسیر جاده ها نقطه شده
یا رابطه دو عشق؛آشفته شده
در هیچ كجاها و خداحافظ ها
انگار حكایتی ز ما گفته شده
نقاشان معروف...
ما را در سایت نقاشان معروف دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: forozan
بازدید: 106
تاريخ: يکشنبه
5 آبان
1392 ساعت: 20:59